کنفرانس الکترونیکی رشته آموزش عالی:راهبردهای ارتقای کیفیت توسط انجمن آموزش عالی ایران وباهمکاری دانشگاه فنی وحرفه ای وقطب آموزش عالی وتوسعه برگزارشد.
🔹دراین کنفرانس استادان دوره های آموزش عالی
دکترمحمدیمنی
دکتر ابراهیم صالحی عمران
دکتر نعمت الله عزیزی
دکتر حسن قلاوندی
دکترسعید غیاثی ندوشن
و دکترغلامرضا ذاکرصالحی سخنانی ایراد وبحث وگفتگو بامشارکت دانشجویان این رشته صورت گرفت.
🔹این نشست دومین کنفرانس پیرامون رشته آموزش عالی بودکه درآن حاضران برتعامل وهمکاری همه دانشگاههای ارائه کننده دوره و تشکیل کنسرسیوم برای به اشتراک گذاشتن برنامه ها وامکانات یکدیگر تاکید کردند.
کنفرانس ملی «رشته آموزش عالی: راهبردهای ارتقا کیفیت» (نشست دوم)
انجمن آموزش عالی ایران برگزار می کند
🌐 کنفرانس ملی «رشته آموزش عالی: راهبردهای ارتقا کیفیت» (نشست دوم)
🕙 زمان: سه شنبه 11 آذر ساعت 11 تا 13
🔗 https://online.tvct1.ac.ir/ch/conf.higher-education
فراخوان دریافت مقاله برای ویژهنامه فصلنامه آموزش عالی
ضمن آرزوی تندرستی برای همه هم میهنان عزیز، به اطلاع میرساند، انجمن آموزش عالی ایران در نظر دارد در راستای خلق و توسعه دانش در حوزههای فنیوحرفهای و مهارتی با همکاری دانشگاه فنیوحرفهای، دو شماره از فصلنامه علمی آموزش عالی را به موضوع مهم آموزش عالی مهارتی با محورهای زیر اختصاص دهد. از همه پژوهشگران عزیز دعوت میشود مقالات خود را در محورهای زیر حداکثر تا تاریخ 30 دی 1399 به آدرس ایمیل: journal.ihea.ir@gmail.com و تحت عنوان “مقاله برای ویژه نامه” ارسال نمایند.
- مبانی نظری حرفهگرایی در آموزشهای عالی مهارتی؛
- مبانی اقتصادی، اجتماعی، فرهنکی و سیاسی در آموزشهای عالی مهارتی؛
- برنامهریزی آموزشی و درسی آموزشهای عالی مهارتی؛
- رشد و توسعه اقتصادی و اجتماعی و آموزشهای عالی مهارتی؛
- تجربه عملی بینالمللی آموزشهای عالی مهارتی؛
- تاریخچه و سیر تحول آموزشهای عالی مهارتی؛
- کارایی و اثربخشی آموزشهای عالی مهارتی؛
لازم به ذکر است که مقالات بایستی بر اساس فرمت مشخص مجله علمی آموزش عالی، تنظیم گردد. این فرمت در سایت انجمن آموزش عالی ایران، در منوی مجله، قابل دسترس می باشد.
کنفرانس الکترونیکی انجمن آموزش عالی ایران با همکاری دانشگاه فنی و حرفه ای
وز چهارشنبه مورخه 99/8/25 کنفرانس الکترونیکی انجمن آموزش عالی ایران با همکاری دانشگاه فنی و حرفه ای تحت عنوان رشته آموزش عالی، دستاورد های گذشته و دورنمای آینده به میزبانی دانشکده فنی انقلاب اسلامی برگزار گردید. در ابتدا دکتر ذاکر صالحی دبیر وبینار و عضوهیات علمی پژوهش و برنامه ریزی آموزش عالی، مقدمه و پیشینه ای از تاسیس رشته آموزش عالی و همچنین توضیحاتی را در خصوص اهداف دوره، توسعه کمی و اثربخشی آن و ارتباط با بازار کار بیان نمودند. سپس دکتر آراسته استاد دانشگاه خوارزمی، با تاکید براینکه یکی از وظایف اصلی انجمن ها، برگزاری کنفرانس ها و سمینار هاست که باعث ساماندهی آموزش عالی می شود؛ به بیان نقطه نظرات خود پیرامون مشکلات و چالش های پیش رو در دوره تحصیلات تکمیلی آموزش عالی و خصوصا دوره دکتری و پیامد های آن مطالبی را ارائه کردند. ایشان با اشاره به اینکه مسئله دوره آموزش عالی به یک مسئله ملی تبدیل شده است، خاطر نشان کردند که این دوره هم مثل همه دوره های دکتری نیازبه مهندسی مجدد و برنامه ریزی بر مبنای پیامد و هدف دارد. دکتر آراسته، با نگاهی به گذشته، دوره تحصیلات تکمیلی را فاقد هرگونه نگاهی مساله محور دانسته و دانشجویان دوره تحصیلات تکمیلی را به فراگیری آموزش ارائه شده در جهت بهبود زندگی خود و دیگران هدایت نمودند. استاد دانشگاه خوارزمی، با اشاره به اینکه سالانه حدود 55000 نفر دانش آموخته بیکار با مدرک دکتری به جمعیت بیکاران در آموزش عالی افزوده می شود بر رویکرد بازار محور و پاسخگو بودن به نیازهای جامعه در حوزه آموزش عالی تاکید کردند. در ادامه دکتر صالحی عمران ریاست دانشگاه فنی و حرفه ای ورئیس انجمن ضمن بیان آثار و پیامدهای مثبت آموزش عالی به ارائه توضیحاتی با محوریت موضوع دستاورد های گذشته و دورنمای آینده رشته آموزش عالی، به بیان دو دیدگاه علمی و تجربی در این حوزه پرداختند. ایشان با اشاره به اینکه مباحث تربیتی و خصوصا آموزشی در گذشته بصورت علمی دیده نمی شد و بدلیل عدم نگاه علمی به آموزش عالی، محققان این حوزه در کشور در سیاست گذاری های آموزشی، در انتقال تجربیات و درک و تصمیم گیری و آشنا نبودن به مباحث آموزش عالی، این چالش ها را بوجود آوردند، به بیان برخی از چالش های موجود در آموزش عالی از قبیل بیکاری و عدم اشتغال فارغ التحصیلان پرداختند. ریاست دانشگاه فنی و حرفه ای، ریشه اغلب چالش های حوزه آموزش عالی را فقدان علم دانسته و فرمودند: اگر آموزش عالی به عنوان یک علم مطرح بود و به تجربیات محققان این رشته در دنیا استناد می شد در حال حاضر این چالش ها را نداشتیم.
دکتر عباس پور استاد دانشگاه علامه طباطبایی، مطالبی را پیرامون جذابیت های ذاتی رشته آموزش عالی، بایدها و نباید های این رشته و جنبه های اثربخش در حوزه مدیریت آموزش عالی ایراد فرمودند. ایشان با طرح برخی سئوالات، حوزه فعالیت و ماموریت این رشته را ارتقاء سطح علمی جامعه دانسته و توضیحاتی در خصوص قابلیت ها و شایستگی ها، استفاده از فرصت ها و تهدیدها و ارزیابی سیاست ها در نظام آموزش عالی بیان نمودند. در ادامه این کنفرانس دکتر یمنی استاد دانشگاه شهید بهشتی، ابتدا به ساختار دوره دکتری در نظام آموزش عالی در گذشته پرداخته و سخنانی در خصوص کیفیت و کمیت، مدیریت و اهداف رشته آموزش عالی با تاکید برتجربه دانشگاه شهید بهشتی بیان کردند.
شایان ذکر است که به منظور بهره مندی بیشتر حضار در این کنفرانس، زمانی به پاسخگویی سوالات شرکت کنندگان، اختصاص داده شد.
کنفرانس ملی سالانه | وبینار تخصصی رشته آموزش عالی: دستاوردهای گذشته و دورنمای آینده
انجمن آموزش عالی ایران با همکاری دانشگاه فنی و حرفهای و حمایت قطب علمی آموزش عالی ایران، وبینار تخصصی رشته آموزش عالی: دستاوردهای گذشته و دورنمای آینده را در تاریخ ۲۸ آبان ۱۳۹۹ با سخنرانی ارائه دهندگان دوره برگزار میکنند.
سخنرانان وبینار:
آقای دکتر محمد یمنی دوزی سرخابی استاد دانشگاه شهید بهشتی
آقای دکتر حمیدرضا آراسته استاد دانشگاه خوارزمی
آقای دکتر خدایار ابیلی استاد دانشگاه تهران
آقای دکتر عباس عباسپور استاد دانشگاه علامه طباطبایی
آقای دکتر ابراهیم صالحی عمران استاد دانشگاه مازندران
آقای دکتر غلامرضا ذاکرصالحی (دبیر وبینار) از موسسه پژوهش و برنامهریزی آموزش عالی
برای ورود به وبینار اینجا کلیک کنید.

نقد و بررسی کتاب «جستارهایی در آموزش عالی، علم و بحران کرونا در ایران»
در بیست و چهارمین نشست از سلسله نشستهای علم و جامعه مؤسسه مطالعات فرهنگی و اجتماعی، کتاب “جستارهایی در آموزش عالی، علم و بحران کرونا در ایران” مورد نقد و بررسی قرار میگیرد.
به گزارش روابط عمومی مؤسسه مطالعات فرهنگی و اجتماعی در این نشست مجازی، پس از معرفی کتاب توسط دکتر حسین میرزائی، رییس مؤسسه و تدوینکننده کتاب، دکتر مقصود فراستخواه و دکتر محمد یمنی دوزی سرخابی به بررسی و نقد این کتاب میپردازند.
علاقمندان میتوانند این نشست را از طریق لینک www.b2n.ir/iscs ، صفحه اینستاگرام مؤسسه به نشانی www.instagram.com/iscs.ac.ir یا وب سایت مؤسسه دنبال کنند.
یادبود دومین سالگرد درگذشت و نکوداشت استاد دکتر سیدمحمد امین قانعیراد
مرکز تحقیقات سیاست علمی کشور با مشارکت انجمن جامعهشناسی ایران، انجمن مطالعات فرهنگی و ارتباطات و انجمن ترویج علم ایران برگزار میکند:
یادبود دومین سالگرد درگذشت و نکوداشت استاد دکتر سیدمحمد امین قانعیراد
دغدغههای یک جامعهشناس مردممدار
زمان: یکشنبه 1 تیرماه 1399 ساعت 10 صبح
با حضور: دکتر وحید احمدی، دکتر پرویز اجلالی، دکتر سوسن باستانی، دکتر علی پایا، دکتر هادی خانیکی، دکتر غلامرضا ذاکر صالحی، دکتر سیدحسین سراج زاده، عرفان قانعیراد
آموزش عالی در ایران: حال و آینده چگونه است؟
آموزش عالی، دانشگاهها و مؤسسات آموزشی و پژوهشی از جمله سیستمهای پیچیدهای هستند که سازمانیافتگیِ آنها در گرو تصمیمات و اقدامات عناصر مدیریتی است؛ ولی خودِ جریان این سازمانیافتگی تحت تأثیر عمیق نظم (که آن تصمیمات نیز بهنوعی برای ایجاد و حفظ آن تلاش میکنند)، بینظمی، اتفاق یا تصادف و حتمیت است. این چهار مفهوم در حیات هر سیستم پیچیدهای نقش بازی میکنند. اگرچه در سیستمهای دانشگاهی (مانند هر سیستم پویای دیگری) امکان ایجاد نظم از طریق شکلدهیِ ساختاری خاص و با توسل به قوانین، قواعد، دستورالعملها، آییننامهها و… وجود دارد، ولی بهسبب بازیِ این چهار مفهوم با یکدیگر، نظم نمیتواند همیشه بر سه مفهوم دیگر سلطه داشته باشد. بنابراین، برای اینکه نظم مورد نظر تصمیمگیرندگان وجود داشته باشد، آن را در ساختار، شکل و صورت میپذیرند. ولی چنین ساختارسازیها و صورتبندیهایی روزبهروز با رفتار واقعیِ سیستمهای دانشگاهی، یعنی کارکردهای آنها، فاصله خواهد گرفت.
چگونه این فاصله و شکاف ایجاد میشود؟ چنین فاصلهای چه آثار و پیامدهایی در عملکرد سیستمهای دانشگاهی به وجود میآورد؟ وضع برقرارشده (ساختار) چگونه میتواند با کارکردهای سیستم تعامل داشته باشد و چه چالشهایی را برای سیستم دانشگاهی به وجود میآورد؟ در این صورت، مسئله مدیریت دانشگاه، یعنی برنامهریزی، سازماندهی، کنترل، ارزشیابی و… چگونه میشود؟ با توجه به پرسشهای فوق، آینده آموزش عالی چگونه لازم است اندیشیده شود؟ سوالاتی است که قرار است در کتاب «آموزش عالی در ایران: حال و آینده» به آنها پاسخ داده شود.
مولف کتاب معتقد است در مورد پرسش اول، لازم است بین حال قصدشده (وضعیت موجود خواستهشده) و حال واقعی تفاوت قائل شد. ملاحظه میشود که پویاییِ سیستم دانشگاهی بهجهت وجود حذفنشدنی تنوع انسانی، فرهنگی، اجتماعی، شناختی و… وجود دارد، ولی نتایج و پیامدهای آن به این برمیگردد که مدیران خواهان حالِ قصد شدهاند یا بر درک حالِ واقعی همت میگذارند و با آن در تعامل قرار میگیرند. اگر دانشگاه از حال قصدشده (بدون تأملپذیری در چگونگیِ تحقق آن) در جهت درک حال واقعی (آنچه در وضعیت موجود اتفاق میافتد) حرکت کند و توان ایجاد تعامل بین این دو حال را داشته باشد، در این صورت حال (وضعیت موجود) سیستم دانشگاهی به صورت زیر تعریف خواهد شد: نهایتاً مسئله اولیه و اساسی همانا تأمل در آنچه در عالم واقع (مشهود و نامشهود، ملموس و نمادین، آشکار و ناآشکار و…) وجود دارد، خواهد بود.
او در پاسخ به این سوال که شکاف بین این دو حال چه آثار و پیامدهایی برای سیستم دانشگاهی به وجود میآورد؟ در کتاب میگوید، «لازم است اشاره شود که رفتارهای سیستمهای دانشگاهی قابل پیشبینی نیست، مگر اینکه جریان طبیعی دانش و شناخت از آن حذف شود، که در این صورت دانشگاه دیگر در معنای دانشزاییِ آن نخواهد بود. بنابراین، برای سیستمی که میخواهد حیات خود را در بستر پویایی سیستمها تداوم بخشد، وجود و توسعه ارتباطات درونی و بیرونیِ فعال اساسی است. جریان تبادل اطلاعات (در مفهوم سیستمی آن) انرژی و ماده را در سیستم فعالتر میکند و امکان تبدیل آنها به یکدیگر، و در نتیجه نوزاییها و ابتکارات سیستم دانشگاهی را افزونتر میکند. اگر آنچه در این جریانات تبدیلی، در بطن پویایی سیستم دانشگاهی اتفاق می افتد (حال واقعی)، پذیرفته و فهمیده نشود، این نتیجه حاصل میشود که نظم تحمیلی بر آن حاکم شود. چنین نظمی، بهجهت برخورد با واقعیت تحولگرا، با بینظمیهایی مواجه خواهد شد که چنین رویاروییای سیستم دانشگاهی را با رفتارهای مغایر با ویژگیهای یک سیستم پویای دانشگاهی (یعنی اختلال در کارکردهای آموزشی، پژوهشی، خدماتی و…) مواجه میکند. در این وضع، آنچه آسیب اساسی میبیند، انگیزههای درونی دانشگاهیان و دانشجویان است، و این درست همان چیزی است که دانشگاه برای بقای خود آن هم در جریان تعامل با دنیای علم در عصر جهانی شدنِ سریع به آن نیاز مبرم دارد.
فقدان یا کاهش انگیزه درونی دانشگاهها، اساتید، دانشجویان و کارکنان را بیشتر بهسوی فرمالیسم سوق میدهد، بهطوریکه در ظاهر و بر اساس آییننامهها و مستندسازیها (ارزشیابیهای درسی، مدرکدهیها و…) آموزش و پژوهش و… اتفاق میافتد (که کمیسازی میتواند مؤید آن باشد)، ولی محتوای واقعی آنها با فرهنگ دانشگاه پیچیده سازگارشونده فاصله اساسی خواهد داشت. پیامد اساسی چنین وضعیتی خالی شدن دانشگاهها از معنی خواهد بود؛ چیزی که بدون آن انگیزههای درونی نیز محرکی پیدا نخواهند کرد.
در چنین وضعیتی، تعامل ساختار با کارکرد، که خود امری پیچیده است، چگونه خواهد بود؟ این پرسش سوم دانشگاهها را در برابر چالشهای مهمی قرار میدهد: مدیران آموزش عالی و دانشگاه لازم است توان رویکرد همهجانبهنگر بر آموزش عالی و دانشگاه را داشته باشند. این چالش مهمی است که اگر رویکرد غالب و مستمرِ مدیریتی تحمیلی و خطی باشد، ممکن نخواهد بود.
چالش دیگر پذیرش این نکته است که تغییر قصدشده در کارکردها، بدون تغییر متناسب در ساختارها، نمیتواند عملی شود. به بیان دیگر، اگر وضعیتی خاص از بُعد آموزشی، پژوهشی، انگیزشی و… در عملکرد (فعالیتها و نتایج) دانشگاهی مورد نظر باشد، لازم است تغییرات ساختاری با درک کارکردهای واقعی چنین وضعیتی را ممکن سازد. پذیرش این واقعیت که با توجه به پیچیدگی سیستمهای دانشگاهی سازگارشونده همواره این امکان وجود دارد که تغییرات قصدشده حتی با ایجاد تغییرات متناسب در ساختارها، بهویژه از لحاظ کیفی، اتفاق نیافتد، چالش مهم دیگری است. این واقعیت که زمینه سیستم پیچیده دانشگاهی سببساز تغییرات غیرقابلپیشبینی باشد، لازم است پذیرفته شود. چنین وضعیتی ناشی از مکانیزمهای سیستمهای پیچیده دانشگاهی است.
بنابراین، رخدادهای غیرقابلپیشبینی جزء ماهیت تعاملهای درونسیستمی و تعاملهای سیستم دانشگاهی با سیستمهای دیگر (اجتماعی، فرهنگی، سیاسی، اقتصادی، بینالمللی و…) است. به همین جهت لازم است بین اندیشه مدیران دانشگاهی در سطوح مختلف و موقعیتهای سیستم دانشگاهی رفتوبرگشت مداوم وجود داشته باشد. چنین رفتو برگشتی نیازمند پویاییِ ذهنی مدیران است. که نمیتواند در بستر پارادایم تحلیلی-خطی اتفاق بیفتد. برای برونرفت از چنین پارادایم تحلیلی و کاهنده، تأملپذیری و خودانتقادیِ مدیران و آحاد جامعه دانشگاهی و نیز دانشگاه بهعنوان یک سیستم زنده، در تحول و تکامل، امری ضروری است.
با توجه به چنین چالشهایی، پرسش چهارم را به این صورت مطرح میکنیم که مسئله «مدیریت و برنامهریزی دانشگاهی» چگونه میتواند حال و آینده دانشگاه در ایران را در بستر چنین چالشهایی مورد توجه قرار دهد؟
«مدیریت و برنامهریزی» در نظام آموزش عالی و دانشگاههای کشور بر اساس رویکرد تحمیلی و از بالا به پایین صورت میگیرد؛ به این معنی و با این تصور که برای اداره دانشگاه باید آن را رهبری، برنامهریزی، سازماندهی، کنترل و ارزیابی نمود، و هرچه این اقدامات بهلطف شاخصهای از قبل تعیینشده و تقریباً ثابت- «کمیتمحور» انجام گیرد، مدیریت «علمیتر» خواهد بود! هر کدام از «کارکردهای مدیریتی» بر این منطق استوار است که کافی است ارادهای تعیینکننده برای سیاستگذاری، هدفگذاری، ارائه استراتژیها، بیان خطمشیها، اجرای آنها و ارزیابیِ اقدامات انجامشده وجود داشته باشد تا سیاستها، رسالتها و اهداف از قبل تعیینشده تحقق یابند و سیستم پیچیده دانشگاهی نیز از آن پیروی خواهد کرد. واقعیتها و پیچیدگی سیستمهای دانشگاهی چنین منطقی را تأیید نمیکنند. تقریباً اکثر اهداف در نظام آموزش عالی و دانشگاهها با آنچه در واقعیت اتفاق میافتد، تطابق کامل ندارد؛ ولی رجوع به رویکرد کمی و استدلالهای مرتبط با آن میتواند بهظاهر این تطابق را کموبیش نشان دهد.
ولی مسئله شکاف بین کمیت و کیفیت، زمانی که این دو با یکدیگر تعامل مستمر نداشته باشند، نیز یک واقعیت است. در عمل آنچه فعالیتها و نتایج رفتار سیستم دانشگاهی را جهت میدهد، همانا کیفیت آنها است نه صورت کمیِ آنها. در این میان، عامل «کنترل» در رویکرد مرسوم مدیریتی، عامل مؤثر برای جلوگیری از انحراف عملکردها از اهداف و سیاستها فرض میشود؛ ولی مفهوم کنترل رویکرد حمایتی را به حاشیه میراند و سبب سخت شدن رفتار سیستم دانشگاهی میشود.
نگاهی به گزارشهای عملکردی سازمان مدیریت و برنامهریزی کشوری درباره ارزیابیِ عملکرد برنامههای بخش آموزش عالی در برنامههای توسعه پنجساله در سالهای گذشته، مؤید این امر است که بخشهای کموبیش مهمی از اهداف آموزش عالی موجود در برنامهها محقق نشده است. آنها دلیل اساسیِ این امر را کمبود منابع و اجرای نامناسب قلمداد میکنند (بنگرید به: محمد یمنی، برنامهریزی توسعه آموزش عالی: رویکردی کاهنده، موقعیتی پیچیده، انتشارات سمت، ۱۳۹۷). ولی آیا در چهارچوب مرسوم مدیریت و برنامهریزی، اجرا جزء مجموعه برنامه نمیباشد؟ آیا اهداف با توجه به «پیشبینی» از منابع بیان نمیشود؟ اصل منطق بر قابلپیشبینی بودن وضعیت آتی و شناسایی وضعیت موجود بر اساس توسل به شاخصها میباشد که این دو فرض با واقعیتها تناسب ندارند. چرا چنین وضعیتی پیش میآید؟
بنابراین، ضروری است با رویکردی تأملپذیرانه، وضعیت حال آموزش عالی کشور را بررسی نمود تا بتوان نظراتی راجع به آینده آن مطرح نمود. نمیتوان بدون تشخیص و فهم وضعیت گذشته اثرگذار بر وضعیت حال سیستمهای دانشگاهی آنها را فهمید، و بدون چنین فهمی، که فراتر از توضیح «علّی» پدیدههاست، نمیتوان تصوراتی واقعبینانهتر بر آینده آموزش عالی داشت.
بنابراین، لازم است نگاهی ژرفتر به حال و آینده نظام آموزش عالی انداخته شود. کتاب آموزش عالی ایران: حال و آینده با چنین رویکردی نگاشته شده است. این امر بدون مشارکت همکاران ارجمندی که هر یک در حوزه آموزش عالی مطالعات نظری و یا تجارب مدیریتی ارزشمندی داشتهاند، ممکن نبود. بنابراین، این مجموعه حاصل همکاری علمی مشترک آنها است.»

محمد یمنی با طرح این پرسشهای اساسی که رفتار دانشجو چرا و چگونه در دانشگاه دچار تغییر و تحول میشود، و چرا و چگونه او پیشرفت میکند یا دچار افت میشود، بر این نکته تأکید دارد که دانش و تجربه پداگوژی دانشگاهی در ایران و جهان میتوانند با نگاهی جامعنگر، با دوری از رشتهگراییها و تخصصمحوریهای افراطی در حوزه آموزش عالی، که بیشتر مسئلهزا هستند تا مسئله گشا، با درک دیالکتیک نظر و عمل چنین پرسشهایی را در سیستمهای دانشگاهی بهجد بررسی کنند. جعفر توفیقی داریانی از مسیری که در توسعه علم و فناوری در نظام آموزش عالی کشور پیموده شده است، تحلیلی ارائه میدهد، و بهدستاوردها در این حوزه نگاهی گذرا میاندازد.
محمدحسن پرداختچی و فاطمه نصراللهینیا، نظریههای مختلف راجع به مدیریت و رهبری دانشگاهی را بررسی کرده و محمدحسن پرداختچی با بهرهگیری از تجربیات مدیریتی دانشگاهی خود بر مدیریت و رهبری خدمتگذار تأکید می ورزد. حسین ابراهیمآبادی با مرور تحولات نظام آموزش عالی ایران و نیز تحولات ناشی از روند دیجیتال شدن در سطوح جهانی و ملی، آینده دانشگاههای ایران را با محوریت دانشگاههای برتر کشور بررسی میکند.
مقصود فراستخواه با تأکید بر اینکه کیفیت آموزشی و پژوهشی بهصورت اجتماعی ساخته میشود و نه اداری، بر نشانههای مسئلهمندیِ کیفیت آموزش و پژوهش در وضع جاری دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالی و پژوهشی پرداخته است، و بر اساس آن، آینده کیفیت در آموزش عالی را مورد توجه قرار میدهد.
غلامرضا گرایینژاد وضعیت تأمین مالیِ کلان در آموزش عالی ایران را بر اساس مبانیِ نظری و تجربی بررسی میکند، و با تأکید بر اهمیت تنوعبخشیِ منابع درآمدیِ دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالی، تغییر در تخصیص منابع عمومی و توجه هرچه بیشتر به کاربرد وامهای دانشجویی را ضروری میداند.
حجتالله حاجیحسینی و مهدی محمدی نقش سیاستهای بخش عرضه و تقاضا بر شکلگیریِ مدل تجاریسازیِ تحقیقات در چهارچوب نظام ملیِ نوآوری را بررسی میکنند و به ارائه الگوهای کلان و بومیِ تجاریسازی و نتایج تحقیقات در این خصوص در سطح ملی میپردازند.
نسرین نورشاهی و مقصود فراستخواه با تأمل در دوتاییِ «حق و تکلیف»، بهعنوان نشانهای از تحولات پارادایمی و ساختاریِ جامعه ایران در دهههای گذشته، بر مسئولیت اجتماعیِ دانشگاه در پاسخ به نیازها و مسائل جامعه محلی، ملی و بشری تأکید داشته و مسئولیت اجتماعیِ دانشگاه را در ایران بررسی میکنند.
اباصلت خراسانی با بررسیِ روشهای تأمین مالیِ دانشگاهها، ضرورت حرکت بهسوی پایداری در دانشگاه را مطرح کرده و چالشها و محدودیتهای پیشِ رو برای تأمین مالیِ دانشگاهها از یکسو، و راهکارها و راهبردهای حرکت بهسمت پایداریِ دانشگاهها از سوی دیگر را مورد توجه قرار میدهد.
رضا مهدی با تأکید بر نقش و مسئولیت اجتماعی و شهروندیِ علمیِ دانشگاه، و با بررسی برخی از نظریههای اداره و رهبریِ دانشگاهی در خصوص تعامل وسیع و پویا با محیط پیرامون، با رویکردی آیندهنگر، راهکارهایی برای توسعه تعامل دانشگاههای ایران با محیطهای پیرامون ارائه میکند.
میترا اسماعیلی با تأمل در رویکرد نظام ملیِ نوآوری، بهعنوان ابزاری مناسب برای سیاستگذاریِ آموزش عالی، نهادها و مکانیزمهای دانشگاههای کشور در این نظام را بررسی میکند و با نگاهی تطبیقی به بررسیِ وضعیت برخی از سیستمهای آموزش عالی پرداخته و نتایج تجارب آنها را در زمینه ارتباط دانشگاه با صنعت ارائه میدهد.
محمد یمنی و احمد محجوبیان با تحلیل 60 مقاله چاپشده در نشریات معتبر در حوزه آموزش عالی، بهدنبال پاسخ به این پرسشاند که تأملات صاحبنظران در مجلات معتبر آموزش عالی چه تصویری از دانشگاه در نیمه اول قرن بیستویکم ارائه میدهد. در این راستا، آنها با بررسیِ استعارههای دانشگاه آینده، کلانروندهای آن و تصویر دانشگاههای آینده در منابع معتبر علمیِ بینالمللی، به چالشهای رویاروی آموزش عالی ایران با توجه به چنین آیندهای از دانشگاه در نیمه اول قرن بیستویکم میپردازند.
کتاب «آموزش عالی در ایران: حال و آینده» به کوشش محمد یمنی دوزی سرخابی با شمارگان 200 نسخه، در 465 صفحه به بهای 60 هزار تومان از سوی انتشارات پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی منتشر شده است.
کتاب “آموزش عالی، علم و بحران کرونا در ایران”
کتاب «جستارهایی در آموزش عالی، علم و بحران کرونا در ایران» از مجموعه «جامعه ایرانی و بحران کرونا» با مقدمه وزیر علوم، تحقیقات و فناوری، توسط پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی و به کوشش حسین میرزائی منتشر شد.
این کتاب شامل چهار بخش «آموزش عالی و تحولات آن»، «مسئولیت اجتماعی دانشگاه»، «اموزش مجازی در دانشگاهها» و «حال و آینده علم»است.
در این مجموعه، سی و نه استاد و محقق حوزه آموزش عالی، علم و فناوری دیدگاههای خود را درباره تحولات علم و آموزش عالی جهان و ایران و راههای برون رفت از بحران کرونا بیان داشتهاند.
کتاب “آموزش عالی در ایران حال و آینده”

